غریبه ی آشنا

غرییه ای بود که از دیار تنهایی خویش به اوج بی کسی من گذری کرد. رهگذر شد عادت عبور شب های یلدای بی پایان و بی ستاره همیشه بی قرارم ، لیلای من از جنس بلور عاطفه ناگه شد آشنای هر لحظه ، شیدا شدم و دیوانه.

مبهم در خویش و پنهان نگاهش نگران ، کوه غم بود و سنگ صبور طاقت لیلا. حیات دلخوشی امید ماند فارغ از حرفی که شد حسرت من ، آرامشی بود برای شوری اشکی که با خنجر زهر عشق گذشته خورده بودم ، مرده بودم ، زنده شدم و این سرشاری مدیون لیلای مجنونم.

درخشید بر دل تاریکم هنور و زیبا نسخه ی عشق لیلا التیام گرفته از وجودش پیچید و در آستای ذهنم خاطره خواهی شد و در قلب کوچک دریایی ام هک.

 

امید تقدیم به لیلا

/ 8 نظر / 42 بازدید
سکس

کس شعر نوشتی[کلافه]

:)

غریبه آشنا سلام جالبه خوشحال میشم شمام به وب سایت من سر بزنید

فاطمه از شاهرود

دختری هستم 25ساله دنبال شوهر میگردم تاازدست بابام راحت بشم لطفا تماس بگیرید 09199983080

مازیار

جناب سکس کس شعر میشنوی خداتو در میارما سکس انتر

بهار

مازیار[تایید]

شکست عشق (سحر مهابادی)

گلی ارش

پدر برای بهار سکس سحر

ننتو کایدم [قهر] آب هست ولی کم است ولی کسس ننتو پر کردم تا آخرسال آب دارید[دروغگو]

شیوا

اصلا سایتت خوب نبود[ناراحت][ناراحت]